مقدمه
گسترش شهرنشینی و همچنین توسعه زندگی شهری به ایجاد چالشهای نوینی برای مدیریت شهری در تمامی عرصهها بهویژه مدیریت شهرهای جدید منجر شده است. «پایداری شهری» یکی از این مفروضات بنیادی است که بهواسطه تحولات محیط زیستی از دهه 1970میلادی به بعد (مارچسه و همکاران، 2018) موردتوجه سازمانهای بینالمللی و عرصههای مدیریت محلی قرارگرفته است. امروزه «پایداری» به یک کلمه رایج تبدیلشده است و درحالحاضر در سکوهای سیاسی، شعارهای تجاری و حتی تبلیغات محصولات تجاری نیز مشاهده میشود. یکی دیگر از واژههای پرتکرار بهویژه در چند دهه جدید میلادی، مفهوم «تابآوری» است. با گسترش استفاده از این واژه، مفهوم تابآوری جای پای خود را در بسیاری از سطوح عرصههای بینالمللی تا عرصههای محلی بازکرده و دیگر لزوماً به سویههای اولیه تولد خود در ادبیات مدیریت بحران محدود نبوده و به شکلی فراگیر در بسیاری از زمینههای مدیریت، طراحی و برنامهریزی شهری رسوخ نموده است.
بهطورکلی پایداری و تابآوری شهری، مقولات منفکی از همدیگر هم ازلحاظ نظری و هم ازلحاظ کاربردی نیستند. بر این مبنا، دستیابی به سطحی از پایداری در شهرها نیاز به ایجاد تابآوری شهری میباشد تا شهرها بتوانند در مقابل تنشها و آسیبهای امروزی جهانی از ابعاد مختلف خود را قوی نگه داشته و یکپارچگی را در زمینههای اجرایی و عملیاتی حفظ کنند. این تابآوری تا حدودی میتواند توسط «حکمرانی خوب» اجرایی گردد اما در ادامه مسیر به یک سطح بالایی از عملکرد مطلوب در حوزه پایدار نمودن شهرها نیاز دارد و دیگر بسندگی بهصرف حکمرانی ندارد (شریفی، 2021).
بااینحال بایستی دقت داشت که تابآوری و پایداری یکی نیستند و البته جایگزین یکدیگر نیز نبوده بلکه بهنوعی این دو مفهوم مکمل یکدیگر هستند، میتوانند بر روی یکدیگر اثر گذاشته و درنهایت اثرات یکدیگر را قویتر و یا ضعیفتر کنند (ژانگ و همکاران، 2019). برای درک تفاوتهای بین تابآوری و پایداری، مهم است که آنها را تعریف کنیم و تشخیص دهیم که در کجا متمایز هستند. تعریف تابآوری عبارت است از «ظرفیت یک سیستم، خواه یک فرد، یک جنگل، یک شهر یا یک اقتصاد، برای مقابله با تغییر و ادامه توسعه». تعریف شناختهتر پایداری نیز عبارت است از «توانایی برآوردن نیازهای حال بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای برآوردن نیازهای خود» (قرائی و همکاران، 2018). پیوند تابآوری و پایداری به شناخت جایگاه هریک از این دو در سیاستهای حفاظتی مربوط میشود. اگرچه تابآوری نسبت به پایداری متفاوت است، بااینحال پایداری به حفاظت از مبانی زیستمحیطی کمک میکند (شریفی، 2021). بنابراین امروزه رویآوری به هر دو ویژگی بیشتر مورد توجه قرارگرفته و انعطافپذیری را در کنار پایداری و تابآوری تقویت نموده است (مثنوی و همکاران، 2019).
به همین منظور در این سالها تحقیقات مختلفی درخصوص تابآوری و مباحث مرتبط با پایداری انجام شده است. در همین راستا، تحقیقات اندکی نیز به بررسی رابطه بین پایداری و تابآوری شهری پرداختهاند که این مطالعات اندک نشاندهنده خلأ تحقیقاتی در این زمینه میباشد. این در حالی است که بررسی چنین تحقیقاتی میتواند راهکارهای عملیاتی را بهمنظور پیادهسازی یک شهر پایدارتر از منظر تابآوری فراهم سازد و درنهایت نیز زیرساختهای لازم را برای مدیران شهری در جهت پایدار نمودن شهر فراهم سازد، اما این موضوع در مورد شهرهای جدید شکلگرفته دارای چالشهای بیشتری به نسبت شهرهای موجود یا شهرهای کهن است؛ چراکه مدیران شهری میبایست بهصورت زیرساختی به مسائل تابآوری توجه کنند تا از این مسیر بتوانند توسعه شهری را امکانپذیر سازند. این تحقیق تلاش میکند به بررسی رابطه بین تابآوری و پایداری در شهر جدید پردیس بپردازد. به همین منظور سؤال اصلی محقق در این تحقیق به این صورت است که «آیا رابطه معنیداری بین پایداری و تابآوری شهری در شهرهای جدید وجود دارد؟»؛ بنابراین هدف اصلی این تحقیق، تبیین ارتباط بین پایداری و تابآوری شهری در شهرهای جدید میباشد.
سؤالات پژوهش
پژوهش در جستوجوی پاسخ به سه سؤال زیر میباشد.
«مؤلفه پایداری شهری شهر جدید پردیس از دیدگاه خبرگان این شهر در چه وضعیتی قرار دارد؟»
«رابطه بین پایداری شهری و تابآوری شهری در شهر جدید پردیس در چه سطحی قرار دارد؟»
«رابطه بین پایداری شهری و تابآوری شهری در مقیاسهای خرد تابآوری اجتماعی، تابآوری اقتصادی، تابآوری نهادی و تابآوری زیستمحیطی در چه موقعیتی است؟»
پیشینه تحقیق
پرهیزگار و جلیلی صدرآباد (1401)، در پژوهشی با عنوان «شناسایی عوامل کلیدی تابآوری محلات شهری در مقابله با ویروس کرونا» بر بلایای طبیعی و غیرطبیعی تمرکز نموده و بر پیامدهای این تهدیدات ازجمله شیوع بیماری ویروس کرونا و تابآوری در برابر آن متمرکز گردیدهاند. رویکرد آن پژوهش کیفی با جهتگیری آیندهمحور و متکی بر مطالعات کتابخانهای است. در بخش یافتهها، باتوجهبه مطالعات در طی انجام پژوهش، تعداد 61 عامل مؤثر بر تابآوری محلات در برابر کرونا شناسایی شده و با نرمافزار میکمک و نمودارهای مستخرج از آن، تحلیلها صورت گرفته است. برآیند نتایج آن پژوهش نیز نشان میدهد که از میان عوامل تأثیرگذار بر تابآوری محلات در برابر کرونا، بخش عمده آنها در دسته مستقل و وابسته قرار داشته و «تراکم جمعیتی» و «برنامههای مقابله با بحران در محله» از اصلیترین عوامل در این حوزه میباشند.
حکمآبادی قشونی و همکاران (1403)، در پژوهشی با عنوان «تحلیل ساختاری شاخصهای الگوی تابآوری شهرهای جدید با تأکید بر پایداری موردمطالعه: شهر جدید سهند» بر ارتباط بین مدیریت بحران و رویکردهای نوین در پایداری شهری ازجمله تابآوری تأکید داشتهاند. هدف آن پژوهش حاضر تحلیل ساختاری شاخصهای الگوی تابآوری شهر جدید سهند با تأکید بر پایداری هست. رویکرد پژوهش کمی و ابزار جمعآوری دادههای پژوهش پرسشنامه مبتنی بر منطق استدلال قیاسی و بهرهگیری از نظریات خبرگان طبق روش دلفی و تجزیهوتحلیلهای نهایی با نرمافزار میکمک است. تعداد 84 متغیر در 9 بعد حوزه/زمینه (حوزه کالبدی-فضایی شهر، حوزه دسترسی و زیرساختی، حوزه اجتماعی شهر، حوزه اقتصاد شهری، حوزه زیستمحیطی، حوزه برنامهریزی، مدیریتی و نهادی شهری، حوزه سیاست، حکمرانی و حکمروائی شهری، حوزه امنیت شهر، حوزه شرایط روانی شهروندان) تعیین شد. یافتهها نشان داد بیشترین تأثیرگذاری در بین متغیرهایی همانند بهترتیب مربوط به «کیفیت بناهای شهری»، «عمر بنا (سال)»، «میزان تورم»، «فاصله از کانونهای خطر»، «کیفیت زیرساختها و بناهای شهری» است. همچنین تحلیل اثر وابستگی و تأثیرگذاری مستقیم متغیرهای تابآوری در شهر جدید سهند با در نظر گرفتن قویترین اثرات مستقیم بین متغیرها نشان داد متغیرهای تأثیرگذار، بر تعداد زیادی از متغیرها تأثیر نداشته، درعینحال، تعداد متغیرهایی که از تعداد زیادی متغیر تأثیر میپذیرند، بسیار زیاد است. این شرایط و کمبود متغیرهای کلیدی و استراتژیک تأثیرگذار در تابآوری شهر جدید سهند نشان میدهد آینده تابآوری شهر جدید سهند، ناپایدار خواهد بود.
ژانگ و لی (2018)، در تحقیق خود با عنوان «تابآوری شهری و پایداری شهری: چه میدانیم و چه چیزی نمیدانیم؟» بیان نمودهاند که در این تحقیق، ادبیات تابآوری در ایالات متحده آمریکا بهصورت مروری پرداخته شده است. درنهایت یک چارچوب مفهومی برای تعریف تفاوت بین تابآوری و پایداری شهری پیشنهاد شده است و چهار نوع توسعه شهری براساس چارچوب مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج پژوهش نشان داد توسعه شهری منطقی تنها زمانی قابلدستیابی است که هم انعطافپذیر و هم پایدار باشد، و نتیجه گرفته شده که برنامهریزان شهری، سیاستگذاران و محققان باید قبل از هر تصمیمگیری، به دو مقوله تابآوری و پایداری شهری توجه یکسانی داشته باشند.
مبانی نظری
مفاهیمی همانند پایداری و تابآوری هرکدام دارای یک سرآغاز عینی و معنایی در ادبیات برنامهریزی شهری داشته و رویارویی با این مفاهیم و درک آنها نیازمند رجوع و شناخت این بنمایهها هست. درحالحاضر، پایداری یک مفهوم جامع است که به چندین رشته میپردازد. توسعه پایدار دارای موضوعاتی مرتبط با همدیگر است ازجمله آب، انرژی، آبوهوا، شهرنشینی، حملونقل، علم و فناوری که شامل سه بُعد پایداری است. برای از بین بردن پیامدهای منفی شهرنشینی، بسیاری از سازمانهای بینالمللی و مؤسسات تحقیقاتی از دهه 1970 مطالعاتی را در زمینه پایداری و توسعه پایدار انجام دادهاند. آنها چندین مفهوم کلیدی و مجموعهای از ابتکارات را برای تعریف پایداری و شاخصهای آن تشکیل دادند (هانگ و همکاران، 2015). مشابه مفهوم سهگانه پایداری (اقتصادی، اجتماعی و طبیعی)، هدف پایداری شهری نیز دستیابی به تعادلی از جنبههای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی در شهر است.
کمپبل، (1996) از یک مدل مثلثی ساده برای درک اولویتهای متضاد توسعه پایدار در برنامهریزی شهری استفاده کرد. در مدل، توسعه پایدار در مرکز مثلث بهعنوان تعادل این سه هدف برای تجهیز بهتر شهرها در مواجهه با چالشهای صحنه جهانی آینده به تصویر کشیده شده است (هانس یورگنس و همکاران، 2008). این ارکان سهگانه پایداری در ابتدا توسط (او کونور، 2006) به چهار لایه همراه با «لایه سیاسی» در پایداری با نقش تنظیمگری دو لایه اجتماعی و اقتصادی و بعدها توسط (ایکینز و همکاران، (2008) به چهار نوع از سرمایه در پایداری شامل سرمایه طبیعی (بُعد محیطی)، سرمایه انسانی و فکری (بُعد اجتماعی)، سرمایه تولیدی (بُعد اقتصادی) و سرمایه اجتماعی (بُعد حاکمیتی) تبدیلشده است.
در مطالعات دیگر ابعاد عینی هرکدام از اجزاء سهگانه معرفی شدهاند. بهعنواننمونه، در پژوهش کوردوا و وازکوز مورنو، بُعد زیستمحیطی به مسائل مربوط به کیفیت هوا، آب، خاک و استفاده و مدیریت منابع طبیعی میپردازد. منافع بُعد اقتصادی به درآمد، هزینهها، پسانداز، ایجاد اشتغال و توسعه بازار محدود میشود. ازسویدیگر، بُعد اجتماعی به روابط اجتماعی، اشتغال، مسکن و غیره و ارضای نیازهای اساسی انسان با تأکید بر احترام به انسان و محیطزیست میپردازد (وازکوئز مورنو و کوردوبا، 2013). این معیارها عموماً کمی هستند و اغلب از آمارهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی ساخته میشوند (ای ای آی، 2005). بااینحال بایستی دقت داشت که تضادهای بین توسعه اقتصادی، اجتماعی و حفاظت از محیطزیست (تضاد منابع و توسعه) مانع مهم توسعه پایدار بهویژه در شهرها بوده است. شهرها بهعنوان مراکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورها و مناطق، نقش تعیینکنندهای در توسعه جهانی داشتهاند. بهدلیل انباشت منابع قابلتوجه و تولید ثروت، شهرها همچنان در حال گسترش سریع هستند که باعث ایجاد مشکلات شدید در جنبههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی شده و پایداری شهری را تهدید میکند (ژائو و همکاران، 2013). این وضعیت، برنامهریزان شهری را موظف میکند که این منافع متضاد را با یکدیگر آشتی دهند و بین هر سه هدف تعادل پیدا کنند.
بااینحال، تفاوتها در این دیدگاهها درواقع میتواند الهامبخشی برای توسعه استراتژیهایی برای پایداری شهری باشد، زیرا ممکن است مفاهیم پایداری شهری را غنیتر کرده و آنها را متنوعتر کند. مفهوم مهم دوم، «تابآوری» میباشد. اصطلاح «تابآوری شهرها» در ابتدا بهعنوان استعارهای برای «انعطافپذیری یک سیستم اجتماعی-اکولوژیکی در درازمدت»، بهویژه برای سازگاری ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و نهادی مناطق شهری در مواجهه با عدم قطعیت و تغییر پیشنهاد شد. از منظر آغازین، دیدگاه تابآوری در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 از حوزه اکولوژی پدیدار شد. بومشناس سی اس هولینگ، در مقاله اصلی خود در مورد انعطافپذیری و پایداری در سیستمهای بومشناختی، وجود حوضههای جاذبه متعدد در همه دستگاههای طبیعت و چگونگی پاسخ آنها به «ناهمگونی مقیاسهای زمانی و مکانی» را توضیح داد (براون، 2014).
پیچیدگی فزاینده و تغییرات سریع در پویایی جهان، باعث علاقه روزافزون به «تابآوری» بهعنوان مفهومی برای درک، مدیریت و اداره سیستمهای پیچیده اجتماعی-اکولوژیکی و مدیریت ظرفیت برای مقابله، سازگاری با تغییرات و شکل دادن به آن شد. کووید-19 یکی از مثالهای بسیار خوب در این راستا و گواهی بر لزوم تابآوری شهری در حد بالای آن است. ازسویدیگر و از منظر توجه و ضرورتهای مدنظر قرار دادن این مفهوم، نیومن و همکاران، (2009) فشار شهرها به استقامت، واکنش به بحرانها و سازگاری را نشان داده و اینکه چگونه آنها مجبور به شکلدهی مجدد و رشد در جهتهای دیگر هستند. از این دیدگاه، شهرها تنها به زیرساختهای فیزیکی قوی و محیط ساختهشده نیاز ندارند، بلکه به قدرت و عزم درونی خود نیز نیاز دارند. تازگی این رویکرد، درک چندسطحی از تابآوری سیستمهای شهری، شناخت نقش جریانهای متابولیک در حفظ عملکردهای شهری، رفاه انسان و کیفیت زندگی است. علاوهبراین، گلیسون، (2008) «شهرسازی تابآور» را از طریق سه شاخه اصلی پیشنهاد میکند:
اول، پذیرش اجتنابناپذیری تکامل و ضرورت انطباق. هدف برنامهریزی شهری شکست بینظمی در حین حرکت در جریانهای تغییر، در جستوجوی تابآوری شهری است. شهر تابآور هدف است.
دوم، برنامهریزی مجموعهای از فعالیتها (زونبندی، زیرساختها، خدمات، طراحی و غیره) است که همگی در بهترین مجموعهای از پیشرفتهای عمده برای رفاه و کارایی شهری همگرا هستند. یک برنامهریزی خوب پیششرط پایداری و تابآوری شهری است.
سوم، شاخه شهرسازی تابآور، برابری است، یعنی انصاف، نه برابری ساده. برایناساس، اکنون رویکرد کلی تابآوری برای بخشهای مرتبط با توسعه شهری بهسرعت در حال گسترش است و شامل موارد زیر میشود: کاهش و سازگاری با تغییرات آبوهوایی، برنامهریزی بلایا، مدیریت و بازیابی، امنیت انرژی و محیطی، تابآوری بهعنوان سیستمهای اجتماعی-اکولوژیکی، تابآوری شهری و برنامهریزی شهری. لوین و همکاران (1998) ادعا میکنند تابآوری روش ترجیحی برای تفکر در مورد پایداری در سیستمهای اجتماعی و همچنین طبیعی است، بنابراین او اساساً معادل تابآوری و توسعه پایدار را پیشنهاد میکند.
واکر و همکاران (2004) نیز نشان دادهاند که چگونه یک سیستم اجتماعی-اکولوژیکی انعطافپذیر مترادف با منطقهای است که از نظر اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی پایدار است. بهعبارتی، تابآوری نگاه جدیدی به درک پایداری میدهد. پایداری بلندمدت به توانایی سازگاری مداوم با شرایط متغیر منجر میشود که رشد و تحول در سیستمهای شهری اجتنابناپذیر است. پایداری بهطور متناقضی براساس نیاز اساسی به ثبات و امنیت در هنگام مواجهه و پذیرش ضرورت تغییر است. اگرچه تحقیقات در مورد تابآوری شهری در قرن بیستویکم بسیار گستردهتر شده است، هیچ چارچوب نظری موردتوافقی در مورد دامنه، روش و شاخصهای آن وجود ندارد. بااینحال، میتوان به فهرستی از شاخصها در این زمینه بهعنوان شاخصهای مؤثر در تابآوری شهری دست یافت. این عوامل مرتبط شامل حملات تروریستی در مقیاسهای مختلف، تهدیدات میراث فرهنگی و طبیعی یا زمینهای کشاورزی یا تولید، بلایایی مانند خشکسالی، زلزله و سیل، بحرانهای اقتصادی جهانی و مشکلات مربوط به تنوع زیستی اکوسیستم شهری میباشند (شورلمر، 2022). پیدایش کووید-19 نیز عملاً دریچههای مفهومی و معنایی از تابآوری را عمیقاً متأثر نموده (شی و همکاران، 2022) و از این نظر پرداخت دائمی به پایداری و تابآوری در کنار یکدیگر و همافزایی اندیشهای را در این زمینه بهمراتب افزایش داده است.
بر این مبنا، تابآوری یا پایداری دیگر صرفاً مفاهیمی نیستند که آینده ما را تعریف میکنند (مکفرسون، 2014)؛ بلکه رویکردی که هر دو را ادغام میکند و از یکی برای رسیدن به دیگری استفاده میکند، نیاز روز است. ادغام انعطافپذیری اجتماعی-اکولوژیکی و توسعه پایدار، ازاینرو بهمنظور حرکت به سمتوسوی دگرگونی مطلوبتر سیستمهای زندگی شهری این رویه در پارادایمهای جدید معقولتر به نظر میرسد.
روش
رویکرد این پژوهش کمّی و ماهیت آن از نوع کاربردی همراه با استفاده از راهبرد همبستگی است. روش گردآوری دادهها در بخش نظری بهصورت کتابخانهای و همسو با ادبیات مرتبط با دو مفهوم محوری پایداری و تابآوری میباشد. دادهها در بخش دیگر نیز بهصورت دادههای شناساییشده خبره به کمک مجموعهای از معیارهای علمی همراه با منطق استدلال قیاسی است. حجم نمونه پژوهش شامل مجموعهای از کارشناسان و صاحبنظران مجرب در شهر جدید پردیس به تعداد 66 نفر متخصص از بین 80 نفر بهعنوان جامعه آماری برحسب استفاده از جدول مورگان بهعنوان مبنای نمونهگیری میباشد.
روایی همگرایی پرسشنامه به کمک آزمون نسبت روایی محتوا (CVR) و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) محاسبه شده که ضرایب بهدستآمده بهترتیب بالاتر از حداقل ضرایب لازم (0/5) و (0/7) میباشند (
جدول شماره 1).

در بخش شاخصهای آماری در بخش تبیین روابط نیز از روابط رگرسیونی در قالب مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. نرمافزارهای مورداستفاده در تجزیهوتحلیل دادههای پژوهشSmart PLS نسخه 9.2.3وSPSS نسخه 22 میباشد.
تصویر شماره 1، نیز مدل مفهومی پژوهش را نشان میدهد.

معیارهای ارزیابی پایداری و تابآوری شهر جدید پردیس
جدول شماره 2، مجموعه معیارهای منتخب پژوهش را به تفکیک دو مقیاس سنجش پایداری شهری و تابآوری شهری در شهر جدید پردیس نشان میدهد.
یافتهها
بخش اول: آمارهای توصیفی
جداول و نمودارهایی که در ادامه میآید، بیانگر بخشی از بروندادهای توصیفی حجم نمونه منتخب پژوهش و معرف کم و کیف ویژگیهای مختلف خبرگان شهر پردیس میباشند.
همانگونه که مشاهده میشود، اکثر پاسخدهندگان دارای جنسیت مرد میباشند. سهم این گروه معادل 85 درصد از کل پاسخدهندگان است (
جدول شماره 3)؛ اکثر پاسخدهندگان دارای مدرک کارشناسی ارشد میباشند.

سهم این گروه معادل 44 درصد از کل پاسخدهندگان است (
جدول شماره 4).

مطابق نظرات خبرگان شاخص پایداری شهری دارای بازه مقداری (2/65) از طیف پنجگانه طیف لیکرت و بازه بین اعداد (1 الی 5) میباشد. شاخص تابآوری شهری نیز دارای بازه مقداری (2/77) از همین طیف میباشد. میانگین هرکدام از زیر اجزاء دو شاخص پایداری و تابآوری نیز در شهر جدید پردیس کمتر از بازه مقداری (3) بهعنوان عدد میانی طیف لیکرت میباشد. از این نظر میزان پایداری شهری و تابآوری شهری شهر جدید پردیس مطابق با معیارهای قیاسی منتخب پژوهش در مجموع ضعیف و در سطحی کمتر از سطح متوسط توسط خبرگان برآورد گردیده است. دراینمیان، دو زیرشاخص «پایداری کیفیت مسکن» با بازه مقداری (2/92) و زیرشاخص «تابآوری زیستمحیطی» با بازه مقداری (2/97) دارای بیشترین امتیاز میباشند (
جدول شماره 5).
بخش دوم: آمار استنباطی
در این بخش پس از بررسی مفروضات اولیه بهکارگیری معادلات ساختاری و تعیین ضرایب اولیه، خروجی زیر بهعنوان خروجی نهایی مدل استخراج گردیده که ملاک بررسی سؤالات پژوهش میباشد (
تصویر شماره 2).

سؤال اصلی: رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری شهری در شهر جدید پردیس وجود دارد.
همانطور که
جدول شماره 6، مشاهده میشود شدت اثر پایداری شهری بر تابآوری شهری 0/644 محاسبه شده است و آماره احتمال آزمون نیز 3/873 بهدستآمده است که بزرگتر از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5% یعنی 1/96 بوده و نشان میدهد تأثیر مشاهدهشده معنادار است.

مقدار معناداری نیز برابر با 0/000 محاسبهشده است که از سطح خطای 0/05 کوچکتر بوده و نشان از معناداری است. بنابراین با اطمینان 95% رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری شهری در شهر جدید پردیس وجود دارد.
سؤال فرعی اول: رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری اجتماعی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
همانگونه در
جدول شماره 7، مشاهده میگردد شدت اثر غیرمستقیم پایداری شهری بر تابآوری اجتماعی 0/420 محاسبه شده است و آماره احتمال آزمون نیز 3/336 به دست آمده است که بزرگتر از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5 درصد یعنی 1/96 بوده و نشان میدهد تأثیر مشاهدهشده معنادار است.

مقدار معناداری نیز برابر با 0/001 محاسبه شده است که از سطح خطای 0/05 کوچکتر بوده و نشان از معناداری است. بنابراین با اطمینان 95% رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری اجتماعی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
سؤال فرعی دوم: رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری اقتصادی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
طبق
جدول شماره 8 مشاهده میگردد شدت اثر غیرمستقیم پایداری شهری بر تابآوری اقتصادی 0/395 محاسبه شده است و آماره احتمال آزمون نیز 3/066 به دست آمده است که بزرگتر از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5% یعنی 1/96 بوده و نشان میدهد تأثیر مشاهدهشده معنادار است.

مقدار معناداری نیز برابر با 0/002 محاسبه شده است که از سطح خطای 0/05 کوچکتر بوده و نشان از معناداری است. بنابراین با اطمینان 95% رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری اقتصادی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
سؤال فرعی سوم: رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری نهادی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
طبق
جدول شماره 9 مشاهده میگردد شدت اثر غیرمستقیم پایداری شهری بر تابآوری نهادی 0/538 محاسبه شده است و آماره احتمال آزمون نیز 3/838 به دست آمده است که بزرگتر از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5 درصد یعنی 1/96 بوده و نشان میدهد تأثیر مشاهدهشده معنادار است.

مقدار معناداری نیز برابر با 0/000 محاسبه شده است که از سطح خطای 0/05 کوچکتر بوده و نشان از معناداری است. بنابراین با اطمینان 95% رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری نهادی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
سؤال فرعی چهارم: رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری زیستمحیطی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
طبق
جدول شماره 10 مشاهده میگردد شدت اثر غیرمستقیم پایداری شهری بر تابآوری زیستمحیطی 0/547 محاسبه شده است و آماره احتمال آزمون نیز 3/804 به دست آمده است که بزرگتر از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5% یعنی 1/96 بوده و نشان میدهد تأثیر مشاهدهشده معنادار است.

مقدار معناداری نیز برابر با 0/000 محاسبه شده است که از سطح خطای 0/05 کوچکتر بوده و نشان از معناداری است. بنابراین با اطمینان 95% رابطه معنیداری بین پایداری شهری و تابآوری زیستمحیطی در شهر جدید پردیس وجود دارد.
بحث
مرور بر مطالب و ساختار پیکره متن نقاله نشان میدهد مقولاتی همانند پایداری و تابآوری در مقیاس شهری علیرغم مشهود بودن و کاربردپذیری بهصورت توأمان با هم یکدیگر کمتر در زاویه دید مدیران شهری قرار داشتهاند (ژانگ و لی، 2018). بهعلاوه، این کاستی عملاً پیامدهای خود را در شهرهای جدید بیشتر از شهرهای موجود با هستههای موجود نشان میدهد. ازسویدیگر، یافتههای کمّی این پژوهش نشاندهنده این ارتباطات کیفی دو سویه مابین این دو مقوله همراه با مجموعهای از شواهد تعمیمپذیر است. مطابق انتظار در دیدگاه تکوجهی، سطوح پایداری این شهر (کمتر از امتیاز 3 در طیف لیکرت) بوده اما در سویه دووجهی، سنجش روابط بین پایداری- تابآوری،؛ ضریب اثرگذاری پایداری شهری شهر پردیس بر تابآوری برابر با 0/644) میباشد که بالاتر از ضریب میانی (0/5) است.
نتایج این پژوهش در این بخش و با دیدگاه دو وجهی سنجش روابط مابین مقولات پایداری و تابآوری با پژوهشهای داخلی (مروی و همکاران، 1399) و (حکمآبادی قشونی و همکاران، 1403) مطابقت دارد، بهطوریکه این روابط شکننده فی مابین این دو مقوله در شهر جدید سهند و نیز عمده شهرهای جدید نسل اول در ایران قابلیت مشاهده را دارد. به شکل جزئیتر نیز پایدارپذیری شهر پردیس کمترین اثر را بر تابآوری اقتصادی شهر داشته که باز هم این نتیجه را میتوان در تحقیقات جدیدتر شهرهای جدید نسل اول ایران با زاویه اقتصاد شهری ازجمله (درویشی و همکاران، 1404) و با مصادیقی نظیر نبود منابع مالی محلی و صندوقهای سرمایه گذاری، ریسک گریزی مالی، برندینگ ضعیف شهری و نظایر آن ردیابی نمود. درواقع، نظر به الزامات چندسطحی و مرکب شهرها بهمنظور مقابله با چالشهای پیچیده و آتی شهری در دهههای پیشرو پایداری شهری در مقیاس کلان آن در شهرهای جدید ازیکسو و اثرگذاری پایداری شهری شهر بر تابآوری شهری بهویژه در سویههای اقتصادی آن همچنان نیازمند توجه مدیران شهرهای جدید و بررسیهای بیشتر میدانی در تحقیقات آتی است.
نتیجهگیری
گسترش شهرنشینی و همچنین توسعه زندگی شهری به ایجاد چالشهای نوینی برای مدیریت شهری در تمامی عرصهها منجر شده است. پایداری شهری و تابآوری شهری دو نمونه از این دسته از چالشهای نو در عرصه مدیریت شهری پایدار قلمداد میشوند. رجوع به ادبیات نظری این دو حوزه، نشانگر عمق معنای بالا و وجود دامنههایی از واگرایی اولیه و همگرایی ثانویه بین این دو مفهوم در مقیاس شهرهای جهانی هست. پژوهش حاضر در جستوجوی نوع رابطه بین این دو مفهوم در عرصه شهرهای جدید نسل اول ایران و نمونه موردی پردیس میباشد. اگرچه پژوهشهای داخلی قابلتوجهی در حوزه تابآوری و مدیریت بحران تاکنون صورت گرفته اما تمرکز این پژوهش بهصورت مشترک بر هر دو مفهوم و در قلمرو فضایی شهرهای جدید نسل اول و شهر جدید پردیس است که میتواند بهعنوان نوآوری پژوهش نیز قلمداد گردد.
بررسی یافتههای پژوهش از دیدگاه خبرگان این شهر نشان داد در وهله اول میزان کمّی دو شاخص «پایداری» و «تابآوری» این شهر در حد پایین و کمتر از مقدار متوسط در بازه اندازهگیری طیف لیکرت قرار دارد. ازسویدیگر باوجود همین مقدار پایین بهدلیل معناداری اثرگذاری دو مؤلفه بر همدیگر، امکان بهرهبرداری از پایداری موجود بهمنظور تقویت تابآوری شهر وجود دارد. ضریب اثرگذاری پایداری شهری شهر پردیس بر تابآوری این شهر طبق برآوردهای اعلامی خبرگان برابر با (0/644) میباشد که بالاتر از ضریب میانی (0/5) میباشد. بااینحال، این ضریب برای زیراجزای تابآوری شهر به شکل یکسانی توزیع نشده است. براینمبنا، تابآوری زیستمحیطی با ضریب (0/547)، تابآوری نهادی با ضریب (0/538)، تابآوری اجتماعی با ضریب (0/420) و تابآوری اقتصادی با ضریب (0/395) کمترین اثرپذیری را از میزان پایداری کنونی شهر پردیس دارا میباشند. درواقع شهر بیشترین آسیبپذیری را درحالحاضر از تابآوری اقتصادی داشته و از این نظر این یافتهها با پژوهشهای موجود و ادبیات غنی شهرهای جدید نسل اول و انتقاداتی همانند خوابگاهی بودن شهرهای جدید نسل اول، وابستگی به فاصله نزدیک جغرافیایی به مادرشهر عدم تبلور مختصاتی همانند شکوفایی شهری و وابسته بودن کلیت اقتصاد شهر به اقتصاد مادرشهر (مروی و همکاران، 1399) همخوانی دارد.
از این نظر میبایستی تقویت اقتصاد شهری از منظر پایداری معطوف به تابآوری اولین توجه مسئولان و مدیران این شهر در آینده باشد. همچنین تقویت میزان کلی پایداری و تابآوری شهری و ارتقای شاخصهای معرف این دو مؤلفه در پژوهش نیز میتواند بخشی از چشماندازهای نوین مدیران این شهر بهمنظور تبدیلسازی پردیس به یک شهر پایدارتر، تابآور و منعطفتر در آینده باشد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
در این مطالعه، تمام اصول اخلاق در پژوهش رعایت شد. همچنین پژوهش بدون انجام آزمایشهای تجربی مخصوص آزمایشگاههای پزشکی به ثمر رسیده و هیچ کد اخلاقی بدین واسطه ار مراجع ذیربط اخذ نشده است.
حامی مالی
این مقاله از پایاننامه سید محمدباقر موسویان احمدآبادی دانشآموخته دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی (ره) استخراج شده است. این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از کلیه خبرگان همکاریکننده در این پژوهش سپاسگزاری میکنند.
References
Brown, K. (2014). Global environmental change I: A social turn for resilience? Progress in Human Geography, 38(1), 107-117. [DOI:10.1177/0309132513498837]
Campbell, S. (1996). Green Cities, Growing Cities, Just Cities? Urban Planning and the Contradictions of Sustainable Development. Journal of the American Planning Association, 62(3), 296-312. [DOI:10.1080/01944369608975696]
Darvishi, E., shamsoddini, A., & Hemmati, M. (2026). [Conceptualization of Novel Entrepreneurial-Oriented Models in New Towns with an Emphasis on Sustainable Urban Development (Persian)]. Motaleate Shahri, 15(57): 89-106. [DOI: 10.22034/urbs.2025.144018.5183]
Ekins, P., Dresner, S., & Dahlström, K. (2008). The four‐capital method of sustainable development evaluation. European Environment, 18(2), 63-80. [DOI:10.1002/eet.471]
Eskandari Nodeh, M., Gholipoor, Y., Fallah Heydari, F., & Ahmadpour, A. (2019). [Identifying Resilience Dimensions and its Impact on Urban Sustainability of Rasht City (Persian)]. Geography and Environmental Sustainability, 9(3), 63-77. [DOI:10.22126/ges.2019.3436.1913]
European Environment Agency. (2005). EEA Core Set of Indicators-Guide. EEA Technical Report No 1/2005. Copenhagen: European Environment Agency. [Link]
Gharai, F., Masnavi, M. R., & Hajibandeh, M. (2018). [Urban local-spatial resilience: Developing the key indicators and measures, a brief review of literature (Persian)]. Bagh-e Nazar, 14(57), 19-32. [Link]
Gao, J., Kørnøv, L., & Christensen, P. (2013). The politics of strategic environmental assessment indicators: weak recognition found in Chinese guidelines. Impact Assessment and Project Appraisal, 31(3), 232-237. [DOI:10.1080/14615517.2013.786925]
Gleeson, B. (2008). Critical Commentary. Waking from the Dream: An Australian Perspective on Urban Resilience. Urban Studies, 45(13), 2653-2668. [DOI:10.1177/0042098008098198]
Hansjürgens, B., Heinrichs, D., & Kuhlicke, C. (2008). Mega-urbanization and social vulnerability. Megacities Resilience and Social Vulnerability, 10, 20-28. [Link]
Huang, L., Wu, J., & Yan, L. (2015). Defining and measuring urban sustainability: A review of indicators. Landscape Ecology, 30(7), 1175-1193. [DOI:10.1007/s10980-015-0208-2]
Hokmabadi Ghoshouni, M., Taghavi, E., & Hosseinzadeh Dalir, K. (2024). [Structural Analysis of Indicators of the Model of Resilience of new cities with an emphasis on sustainability (Study Case: Sahand New City) (Persian)]. Journal of Geographical Studies of Mountainous Areas, 5(1), 215-236. [Link]
Levin, S. A., Barrett, S., Aniyar, S., Baumol, W., Bliss, C., & Bolin, B., et al. (1998). Resilience in natural and socioeconomic systems. Environment and Development Economics, 3(2), 221-262. [DOI:10.1017/S1355770X98240125]
Marchese, D., Reynolds, E., Bates, M. E., Morgan, H., Clark, S. S., & Linkov, I. (2018). Resilience and sustainability: Similarities and differences in environmental management applications. The Science of The Total Environment, 613-614, 1275–1283. [DOI:10.1016/j.scitotenv.2017.09.086] [PMID]
Marvi, M., Eghbali, N., & Hatami, H. (2020). [An analysis of the management of Irans first generation new cities based on the good urban governance approach: A perspective on national administration divisions (Persian)]. Journal of Geography and Urban Planning, 10(35), 1-26. [Link]
Masnavi, M. R., Gharai, F., & Hajibandeh, M. (2019). Exploring urban resilience thinking for its application in urban planning: A review of literature. International Journal of Environmental Science and Technology, 16(1), 567-582. [DOI:10.1007/s13762-018-1860-2]
McPhearson, T. (2014). The Rise of Resilience: Linking Resilience and Sustainability in City Planning. Retrieved from: [Link]
Newman, P., Beatley, T., & Boyer, H. (2009). Resilient Cities: Responding to Peak Oil and Climate Change. Australian Planner, 46(1), 59. [DOI:10.1080/07293682.2009.9995295]
Nikpour, A., Malekshahi, Gh., & Razaghi, F. (2015). [Evaluation of sustainable urban development indicators with emphasis on justice in service distribution (Case study: Babol city) (Persian)]. Journal of Urban Research and Planning, 6(22), 125-138. [Link]
O’Connor, M. (2006). The “Four Spheres” framework for sustainability. Ecological Complexity, 3(4), 285-292. [DOI:10.1016/j.ecocom.2007.02.002]
Parhizgar, S., & Jalili Sadrabad, S. (2023). [Identifying the Key Resilience Factors of Urban Areas to Dealing with the COVID-19 Pandemic (Persian)]. Disaster Prevention and Management Knowledge, 12 (4), 393-406. [Link]
Sharifi, A. (2021). Urban sustainability assessment: An overview and bibliometric analysis. Ecological Indicators, 121, 107102. [DOI:10.1016/j.ecolind.2020.107102]
Shi, C., Liao, L., Li, H., & Su, Z. (2022). Which urban communities are susceptible to COVID-19? An empirical study through the lens of community resilience. BMC Public Health, 22(1), 70. [DOI:10.1186/s12889-021-12419-8] [PMID]
Zhang, X., & Li, H. (2018). Urban resilience and urban sustainability: What we know and what do not know? Cities, 72, 141-148. [DOI:10.1016/j.cities.2017.08.009]
Zhang, P., Zhang, L., Chang, Y., Xu, M., Hao, Y., & Liang, S., et al. (2019). Food-energy-water (FEW) nexus for urban sustainability: A comprehensive review. Resources, Conservation and Recycling, 142, 215-224. [DOI:10.1016/j.resconrec.2018.11.018]
Vásquez-Moreno, L., & Córdova, A. (2013). A conceptual framework to assess urban agriculture’s potential contributions to urban sustainability: An application to San Cristobal de Las Casas, Mexico. International Journal of Urban Sustainable Development, 5(2), 200-224. [DOI:10.1080/19463138.2013.780174]
Von Schorlemer, S. (2022). Fighting Terrorist Attacks against World Heritage and Global Cultural Heritage Governance. In J. Cuno & T. WEISS (Eds.), Cultural Heritage and Mass Atrocities (pp. 448-464). Los Angeles: Getty Publications. [DOI:10.2307/jj.6142257.36]
Walker, B., Holling, C. S., Carpenter, S. R., & Kinzig, A. (2004). Resilience, adaptability and transformability in social-ecological systems. Ecology and Society, 9 (2), 5. [DOI:10.5751/ES-00650-090205]