مقدمه
در دهههای اخیر، با افزایش فرکانس و شدت بلایای طبیعی و بحرانهای انسانی، لزوم برنامهریزی و آمادگی مؤثر برای مدیریت بحران در سطح شهرها اهمیت روزافزونی یافته است (آزادیان و همکاران، 1401). مدیریت بحران را میتوان قانون و قاعدهای برای جلوگیری کردن یا مواجه شدن با ریسکهای احتمالی وقوع هر بحران طبیعی و غیرطبیعی تعریف کرد (ولبرز و بیوریسما، 2021). درواقع مدیریت بحران، مجموعهای از فرآیندها را قبل، حین و پس از وقوع هر بحران پیشبینی و برنامهریزی میکند تا بتواند تاحدامکان از تلفات مالی و انسانی هر بحران جلوگیری کند یا آنها را کاهش دهد. مدیریت بحران شامل 4 فاز میباشد که عبارتاند از پیشگیری و کاهش، آمادگی، پاسخ و بهبود (برهانی و همکاران، 1399).
فضاهای چندمنظوره یکی از اجزای اصلی مدیریت بحران است که با اهدافی مختلف از پیشگیری تا مقابله و بازسازی انجام میشود و نیل به این اهداف با انتقال افراد از مکانهای در معرض خطر یا آسیبدیده به مناطق امن صورت میگیرد (باصولی و همکاران، 1400). مؤلفههای اصلی فضاهای چندمنظوره عبارتاند از تأمین فضاهای مناسب برای استقرار یا اسکان پناهجویان و افراد آسیبدیده، تعبیه مسیرهای امن، هشدار و اطلاعرسانی از احتمال وقوع خطر، برنامهریزی انتقال و بازگشت و پشتیبانی که برحسب ابعاد و دامنه خطر تعریف میشوند (ابوناصر و همکاران،2020). فضای شهری در درون خود، تأسیسات و تجهیزات زیربنایی با انواع کاربریها اعم از مسکونی، اداری، آموزشی، خدماتی، بهداشتی و غیره را جای داده است و همه مقولههای فوق جمعیت وابستهای را به دنبال خواهد آورد که در صورت وقوع بلایای طبیعی و انسانی بهشدت از آنها تأثیر پذیرفته و باعث وارد آمدن ضررهای جانی و مالی فراوان در شهرها میگردد (کریستینسن و همکاران، 2019).
شهر همدان بهعنوان یکی از کلانشهرهای با جمعیت بالا و بافت شهری متراکم، نیازمند ساختارهای کارآمد برای مقابله با بحرانهایی چون زلزله، سیل و حوادث غیرمترقبه است، ازجمله راهکارهای مهم برای ارتقای تابآوری شهری در برابر این تهدیدها، بهرهگیری از فضاهای چندمنظورهای است که بتوانند در شرایط بحرانی نقش حیاتی در اسکان اضطراری، امدادرسانی، توزیع خدمات و مدیریت جمعیت ایفا نمایند (نیزامیدو، 2022).
در شهر همدان، با وجود برخورداری از زیرساختهایی نظیر سالنهای ورزشی، مدارس و فضاهای عمومی، تاکنون استفاده هدفمند و سازمانیافته از این سازهها بهعنوان فضاهای چندمنظوره مدیریت بحران مورد توجه کافی قرار نگرفته است. این در حالی است که تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و ساختوسازهای متراکم در برخی نواحی شهری، همدان را به شهری با آسیبپذیری بالا در برابر بحرانهای احتمالی بدل کرده است. دراینمیان، نبود ارزیابیهای جامع درباره قابلیتها و نقاط ضعف فضاهای موجود، برنامهریزان شهری را با چالشهایی در اتخاذ تصمیمات راهبردی مواجه ساخته است (کوومبس و لوفر، 2019). ضرورت انجام این تحقیق از آنجا ناشی میشود که تاکنون ارزیابی دقیق و کاربردی از میزان مطلوبیت فضاهای چندمنظوره در همدان بهویژه در فاز پاسخ به بحران انجام نشده است. وجود کمبود در توزیع مناسب این فضاها و همچنین ناکارآمدی برخی سازهها، میتواند در شرایط اضطراری به کاهش سرعت و اثربخشی امدادرسانی منجر شود (اسماعیلیان و همکاران، 1400).
ازاینرو انجام یک مطالعه سیستماتیک در راستای شناسایی، تحلیل و رتبهبندی فضاهای شهری برای بهرهبرداری در شرایط بحرانی، گامی اساسی در بهبود عملکرد سیستم مدیریت بحران شهری به شمار میرود. نوآوری تحقیق حاضر در این است که برخلاف رویکردهای کلیشهای یا مطالعات نظری که گاه از واقعیتهای میدانی فاصله دارند، این پژوهش با تکیه بر دادههای مکانی، مصاحبههای میدانی با مسئولین شهری و تحلیل نقشههای سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تصویری شفاف از نقاط قوت و ضعف موجود ارائه میدهد. این روش به تصمیمگیران امکان میدهد تا بهجای اتکا بر مدلهای انتزاعی، بر پایه اطلاعات واقعی و منطقهای، تصمیمات مؤثرتر و دقیقتری اتخاذ نمایند. توجه به این مهم انگیزهای شد تا مطالعه حاضر با هدف سنجش میزان مطلوبیت فضاهای چندمنظوره شهری موجود در مدیریت بحران شهر همدان انجام شود.
روش
این پژوهش براساس هدف، از نوع کاربردی است و براساس ماهیت و روش نیز از نوع توصیفیتحلیلی است که در قلمرو مکانی شهر همدان و در بازه زمانی سال 1402-1403 صورت گرفت. مطالعه حاضر با هدف سنجش میزان مطلوبیت فضاهای چندمنظوره شهری موجود در مدیریت بحران شهر همدان انجام شد. بهمنظور تحقق هدف مطالعه در ابتدا از روش اسنادی و کتابخانهای به مطالعه پیرامون موضوع تحقیق و سپس شهر مورد مطالعه پرداخته شد و در ادامه با انجام مطالعات میدانی به شناخت هرچه بهتر و تحلیل وضعیت شاخصها اقدام شد. پس از گردآوری اطلاعات لازم به روش میدانی، در ادامه باتوجهبه وجود
1. کلمات کلیدی نظیر بحران، اماکن و کاربری چندمنظوره.
2. بررسی مقالات و پایاننامهها با موضوعاتی نزدیک به تحقیق حاضر به روش کتابخانهای اطلاعات گردآوری شد. همچنین در ادامه با استفاده از مصاحبه با متولیان شهری نظیر فرمانداری و شهرداری و اداره تربیت بدنی شهر همدان و مشاهدات میدانی وضعیت موجود، اطلاعات پیرامون تحقیق حاضر تکمیل شد.
در مرحله تحلیل، پس از طبقهبندی اطلاعات و تلفیق آن با دادههای مکانی، تحلیل فضایی در محیط GIS انجام و نتایج بهصورت نقشهها و جدولهای موضوعی نمایش داده شد و ارزیابی کلی از مطلوبیت کاربریها به تفکیک هر منطقه انجام پذیرفت و سپس براساس ماتریس وضعیت این سازهها و امتیازهای کسبشده هر سازه، نشان داده شد که در کدام یک از سطوح کارآمد، نسبتاً کارآمد و ناکارآمد قرار دارند. همچنین وسعت هریک از سازهها و برخورداری از امکانات موردنظر باعث تفکیک آنها به درجه 1، 2 و 3 گردید که مشخص مینماید در زمان وقوع بحران از فضاها، چه انتظاری میتوان داشت.
مدل مفهومی این پژوهش بر پایه مبانی نظری و مرور مطالعات پیشین تدوین گردیده و متغیر اصلی آن «مطلوبیت فضاهای چندمنظوره در شرایط بحران» است. این متغیر براساس مجموعهای از شاخصها مورد ارزیابی قرار میگیرد. شاخصهای موردنظر شامل ویژگیهای مکانی و کالبدی همچون دسترسی سریع به شریانهای اصلی شهری، فاصله مناسب از مخاطرات طبیعی و تأسیسات خطرناک و نیز شرایط توپوگرافی زمین میباشند. علاوهبراین، شاخصهای خدماتی و زیرساختی مانند نزدیکی به مراکز درمانی و امدادی، برخورداری از امکانات پشتیبان نظیر برق اضطراری و خدمات بهداشتی، و همچنین ظرفیت و وسعت فضا برای اسکان یا کاربریهای چندمنظوره در نظر گرفته شدهاند. درنهایت، شاخصهای مدیریتی و کارکردی همچون قابلیت سازماندهی و مدیریت جمعیت، امکان استقرار تجهیزات امدادی و انعطافپذیری فضا برای تبدیل به کاربریهای متنوع، از دیگر ابعاد ارزیابی به شمار میروند. بدینترتیب، مدل مفهومی پژوهش نشان میدهد مطلوبیت فضاهای چندمنظوره در شهر همدان متأثر از سه بعد مکانی–کالبدی، خدماتی–زیرساختی و مدیریتی–کارکردی است که تلفیق و تحلیل آنها در محیط GIS امکان دستیابی به نتایج دقیق و قابلاتکا را فراهم ساخته است (باصولی و همکاران، 1400).
مبانی نظری
معرفی محدوده مطالعه
شهرستان همدان دارای 3521 کیلومتر مربع وسعت بوده و متوسط ارتفاع آن 1820 متر بالاتر از سطح دریا میباشد. این شهرستان یکی از 9 شهرستان واقعشده در استان همدان و به مرکزیت شهر همدان است. جمعیت این شهرستان بالغ بر 651820 نفر براساس سرشماری سال 1395 میباشد و از دو بخش و 9 دهستان تشکیل شده است. این شهرستان، از خطالراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شدهاست. شرقیترین نقطه 49 درجه و 27 دقیقه وغربیترین آن 48 درجه و 20 دقیقه از نصفالنهار گرینویچ فاصله دارد و در حد فاصل 34 درجه و 35 دقیقه، تا 35 درجه عرض شمالی واقع شده است.
شهرستان همدان، از شمال به شهرستانهای فامنین و کبودرآهنگ و رزن، از جنوب به ملایر و تویسرکان و نهاوند، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار و اسدآباد محدود میشود. در جنوب شهرستان همدان، ارتفاعات کوهستان الوند قرار دارد که خطالراس این ارتفاعات مرز طبیعی شهرستانهای همدان و تویسرکان را تشکیل میدهد و دشتهای همدان، قهاوند، دشت نشر و قسمتی از دشت رزن-فامنین در حد فاصل این ارتفاعات قرار گرفتهاند. بلندترین نقطه شهرستان همدان در قله الوند با ارتفاع 3584 متر و پستترین نقطه آن زمینهای «عمر آباد» با ارتفاع 1600 متر میباشد و از 4 شهر همدان، مریانج، جورقان و قهاوند و 2 بخش و 9 دهستان تشکیل شدهاست. درشهر همدان تعداد 65 سازه ورزشی وجود دارد که در تحقیق حاضر تعداد 50 سالن ورزشی از نظر موقعیت مکانی و ابعاد سالن مورد بررسی قرار گرفت و تعداد 12 سالن ورزشی که دارای مالکیت دولتی میباشد طبق جدولهای مربوطه در این مطالعه ارزیابی گردیدند.
بحران چیست
از دیدگاه واقعگرایانه، یک بحران به شرح زیر تعریف میشود: بحران مجموعهای از شرایطی است که افراد و نهادها یا جوامع در آن فراتر از هنجارهای عملکردی روزمره با تهدیدات روبهرو هستند، اما اهمیت و تأثیر این شرایط مطابق ادراکات فردی نخواهد بود (کراندال و همکاران، 2021).
مدیریت بحران
روشهای مقابله با تهدیدها تحت نامهای مختلفی مانند مدیریت بحران، مدیریت حوادث یا مدیریت اضطراری میباشد. ابتدا باید بین این سه اصطلاح تمایز قائل شد. در صورت عدم مدیریت صحیح، همه شرایط اضطراری توانایی تشدید و تبدیل به بحران را دارند. بنابراین اگر یک بحران به یک وضعیت غیرقابلکنترل منجر شود، درحالیکه آسیبهای ناشی از این اختلال قابلکنترل نباشد، شرایط از کنترل خارج میشود (فایسچر و همکاران، 2021).
ازآنجاکه مدیریت اضطراری بر پایان دادن به تهدید در مراحل اولیه و مدیریت تمرکز حوادث در مقابله با تهدیداتی که از کنترل خارج شده است متمرکز میباشد، مدیریت بحران با تهدیدی برخورد میکند که از تواناییهای یک نهاد و واکنش اضطراری فراتر رفته و هنوز هم مرتفع نشده است (فایسچر و همکاران، 2021). مواردی که برای تهدید مورد استفاده قرار میگیرد، تهدیداتی است که از اولین شروع واکنش اضطراری فراتر رفته و به بحران تبدیل میشود (هالندوالویک، 2020). مدیریت بحران شامل مجموعه کل اقدامات انجامشده برای کاهش اثرات بحران است. روش استاندارد مطالعه بحران با تقسیم آن به مراحل مختلف در یک چرخه مدیریت بحران است و دارای چهارمرحله است که شامل پیشگیری (ارزیابی تهدید، تحلیل ریسک و راهبردهای کاهش)، آمادهسازی (برنامهریزی احتمالی و آموزش)، پاسخ (ارتباطات، کار اضطراری و بهکارگیری منابع) و بازیابی (بازسازی و بازتوانی) میباشد (هی، زانگ و ووی، 2020).
محاسبات انجامشده در فاز پیشگیری بهمنظور جلوگیری از تبدیل شدن یک خطر به فاجعه یا بحران یا کاهش آثار مهلک آن انجام میشود. به خاطر ماهیت ارزیابیهای پیشگیرانه، این مرحله یکی از مهمترین فازهای چرخه مدیریت در مقابل تأثیرات بحران است. در فاز آمادهسازی قبل از وقوع بحران، برنامهها و راهکارهایی پیشبینی و طراحی میشود که از آن جمله میتوان به مواردی همچون تعیین محل استقرار مراکز توزیع، میزان نگهداری و ذخیره کالاهای امدادی و نحوه ی برقراری ارتباط پس از وقوع بحران اشاره کرد (هوآر، 2021). در فاز پاسخ نیاز است که بلافاصله بعد از وقوع بحران، نیروهای امدادی، کالاهای امدادی و تجهیزات موردنیاز برای امدادرسانی حادثهدیدگان به مناطق حادثهدیده اعزام و تقسیم شوند. در فاز پاسخگویی ازجمله اقدامات مهم، انتقال قربانیان و مجروحین به نقاط امن و توزیع اقلام امدادی و زیستی میباشد. در زمان بحرانها، سازمانهای کمکرسان معمولاً با مشکلات قابلملاحظهای در بخش ترابری و پشتیبانی و انتقال کالاهای امدادی ازجمله غذا، لباس، دارو، تدارکات پزشکی و پرسنل از نقاط مبدا تا مناطق حادثهدیده مواجه میشوند. حملونقل تدارکات و پرسنل امدادی باید در کمترین زمان و با کارآمدی بالا انجام شود تا میزان نجات جمعیت آسیبدیده به حداکثر و هزینه چنین عملیاتی به حداقل برسد (لگرید و ریکژا، 2019).
در فاز پاسخ، مکانیابی فضاهائی که بتوان از آنها برای اسکان در مواقع بحران استفاده نمود و همچنین ایجاد بیمارستانها و درمانگاههای سیار و نگهداری ملزومات ضروری و موردنیاز مانند آذوقه، آب، دارو، لوازم امدادی، کمکهای اولیه و یا مکان استقرار نیروهای امدادی که از اقصی نقاط کشور و جهان اعزام میگردند، ضرورت پیدا میکند (فیزال، 2019).
شهر بهعنوان یک پدیده در حال تغییر با چنان سرعتی دست خوش دگرگونی و تحول میباشد که دیگر برنامهریزی و طرحریزی رایج و معمول نمیتواند پاسخگوی این تغییرات باشد. بهعلاوه در بیشتر موارد این تغییرات آن چنان وسیع و سریع است که تأخیر در پاسخ به آن ممکن است فاجعهآفرین باشد. سازگاری با چنین تغییرات سریع و جاری نیازمند رویارویی جدید با شهر و مدیریت شهری است. این امر بهعلت ارتباط و وابستگی متقابل و فزاینده بین عناصر شهری و شهروندان با فضای شهر است که هر روز وسعت یافته، پیچیدهتر شده و کمتر قابلپیشبینی میباشد (ماهاریجان، 2023).
فضای چندمنظوره
فضای چندمنظوره به ترکیبی اطلاق میشود که از فعالیتها، بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اداری، تجاری و مانند آن و عناصر و اجزای شهری به صورتی آراسته، هماهنگ و واجد نظم و زیبایی و بالطبع با ارزشهای بصری تشکیل میگردد و از نظر فیزیکی دارای بدنهای محصورکننده میباشد. بهعبارتی فضای چندمنظوره شهری جزئی از یک شهر است که بهعنوان عرصه عمومی، تجلیگاه فعالیتهای شهری است (آلتای و همکاران، 2024). این فضاها در مواقع غیربحرانی بهعنوان مکانهای ویژه فرهنگی و اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرد و در مواقع بحرانی نیز بهعنوان پناهگاه و مأمنی برای آسیبدیدگان اهمیت مییابد (استلاجی و ناصری، 1401). انواع فضاهای چندمنظوره شهری که باتوجهبه گستردگی مکانی و در دسترس بودن برای جمعیت ساکن در منطقه در زمان بحران بهخصوص زلزله میتوانند جهت سامان دادن به شرایط مردم و کمکرسانی به آسیبدیدگان مورد استفاده قرارگیرند. این فضاهای شهری چندمنظوره میتوانند شامل فضاهای عمومی ورزشی، فضاهای آموزشی، شریانهای مواصلاتی و فضاهای درمانی، امداد و نجات، فضاهای باز شهری، فضاهای سبز ومراکز دولتی باشند (احمدی چکولایی و همکاران، 1402).
یافتهها
در
جدول شماره 1 ارزیابی مطلوبیت کاربریهای منطقه 1، 2، 3 و 4 شهر همدان برای استفاده چندمنظوره ارائه شده است.

مهمترین معیارهای مطلوبیت شامل دسترسی سریع در کمترین زمان به راههای اصلی، داشتن فاصله مناسب از مخاطرات طبیعی، داشتن فاصله کافی از تأسیسات خطرناک، دسترسی به خدمات اجتماعی و شیب مناسب زمین است. همانطورکه مشاهده میشود ایستگاههای آتشنشانی و بیمارستانها ازنظر محلات تحت پوشش و پراکندگی در سطح شهر وضعیت مطلوبی نشان دادند؛ هرچند در بعضی از نواحی بهعلت تغییرات زیرساختهای شهری و مشکلات عدیده ترافیک و ازدحام مسافران و گردشگران در ایام خاص سال میتواند باعث تأخیر و کندی در ارائه خدمات گردد.
باتوجهبه
جدول شماره 2، درنتیجه ارزیابی سالنهای ورزشی مشخص شد سالن 6000 نفره انقلاب بهعنوان بزرگترین سازه ورزشی موجود در شهر همدان قابلیت آن را دارد که با انجام تمهیدات مناسب و رفع ایرادهای جزئی، مکان مناسبی جهت اسکان موقت گروههای حساس در نظر گرفته شود.

دیگر سازه مناسب سالن شهید شمسیپور میباشد که دربرگیرنده چند سوله ورزشی و یک زمین چمن وسیع و محوطه باز کافی برای پارکینگ و یک خوابگاه مناسب که بهصورت هتل آپارتمان ساخته شده است. سالن 1000 نفری حجاب بهعنوان سازه مناسب بعدی دارای محوطه باز برای استقرار چادر بهصورت خطی و نیز محوطه سالن ورزشی بوده که قابلیت سازه چندمنظوره را دارا میباشد و سالن شهید محبی در محوطه دانشگاه بوعلی نیز میتواند با تمهیدات لازم شرایط مناسبی را برای کاربری چندمنظوره و اسکان اضطراری داشته باشد. در مورد سایر سازهها وضعیت 6 سالن در حالت نسبتاً کارآمد و 2 سالن در وضعیت ناکارآمد هستند (
جدول شماره 2).
باتوجهبه
جدول شماره 3، ایستگاه مرکزی بهعنوان یک ایستگاه مجهز با امکانات سختافزاری بروز و امکانات آموزشی مناسب یک ایستگاه مطلوب شهری میباشد.

هر چند سایر ایستگاهها نیاز به بازنگری و بهروزرسانی کردن بیشتر تجهیزات فنی و خودرویی دارند. لذا باتوجهبه ساختوسازهای فزاینده و ساختمانهای بلند شهری در بحث تجهیزات ایستگاههای آتشنشانی به نسبت شهرهای بزرگ و کلانشهرها، همدان در وضعیت نامطلوب قرار دارد و پیشازپیش مستلزم توجه مسئولین امر میباشد. مناطق 1 و 4 شهری هر کدام با دارا بودن 3 ایستگاه، بیشترین سطح پوشش آتشنشانی و مناطق 2 و 3 شهری هر کدام با 2 ایستگاه، کمترین سطح برخورداری از پوشش آتشنشانی را دارا میباشد.
همچنین باتوجهبه اینکه شهرک فرهنگیان از جمعیت ساکن بالایی برخوردار بوده و در محدوده شلوغترین مسیرهای مواصلاتی شهرستان میباشد، با بیشترین سطح از تغییرات زیرساختی نظیر پل و جاده دسترسی مواجه میشود. لذا دسترسی ایستگاه شماره 17 واقع در بلوار آیتالله نجفی به تمامی نواحی سطح پوشش با عکسالعمل سریع همراه نبوده و افزودن ایستگاه کمکی جهت ارائه هرچه مطلوبتر خدمات توسط محقق پیشنهاد میشود (
جدول شماره 3).
باتوجهبه
جدول شماره 4، به نظر میرسد درصورت توسعه بخشهای اورژانس بیمارستان ارتش و آتیه میتوان با عملکرد مطلوبی در مواقع بحران واکنش نشان داد و در مجموع باتوجهبه موقعیت قرارگیری نسبت به سازههای چندمنظوره شرایط مناسبی را دارا میباشند.
بحث
این مطالعه با هدف سنجش میزان مطلوبیت فضاهای چندمنظوره شهری موجود در مدیریت بحران شهر همدان انجام شد. در این مطالعه ارزیابی مطلوبیت کاربریهای چندمنظوره در 4 منطقه شهری همدان بهطور جداگانه بررسی شد که از بین 12 سالن ارزیابیشده تنها 5 سالن نسبت به سایر سازهها امتیازات بیشتری را در رابطه با مکان قرارگیری کسب نموده و در مواقع بحران با ایجاد تمهیدات لازم در فاز پاسخ میتوانند کارآمد باشند؛ اگرچه میتوان گفت که منطقه 4 از پوشش مناسب سازه ورزشی چندمنظوره برخوردار نمیباشد.
باتوجهبه ارزیابی 12 سالن ورزشی جهت پاسخ گویی مناسب در شرایط اضطرار و بحران تعداد 4 سالن کارآمد، 6سالن نسبتاً کارآمد و 2 سالن ناکارآمد میباشند که در مواقع بحران با ایجاد تمهیدات لازم در فاز پاسخ میتوانند کارآمد باشند. عملکرد قابلاجرا در این بخش شامل ارائه خدمات پیشبیمارستانی و بیمارستانی، توانیابی، ارائه خدمات غذایی، پوشاک و دارویی و حمایت از گروههای آسیبپذیر نظیر کودکان، افراد دارای معلولیت، سالخوردگان و مادران باردار میباشد.
در مطالعه انجامشده، باتوجهبه اینکه از میان 12 سالن ورزشی مورد بررسی، تنها 4 سالن (حدود یکسوم) دارای قابلیت کاربری چندمنظوره در مواقع بحرانی هستند؛ این آمار نشان میدهد ظرفیت موجود برای استفاده از سالنهای ورزشی بهعنوان فضای پشتیبان در شرایط اضطراری محدود است و در صورت بروز بحران گسترده، امکان پاسخگویی کامل به نیازهای اسکان یا پشتیبانی جمعیت آسیبدیده وجود نخواهد داشت. این محدودیت میتواند در مناطقی که تراکم جمعیت یا احتمال وقوع حوادث بالاتر است، به ایجاد گلوگاه در ارائه خدمات اضطراری منجر شود. همچنین، اگر توزیع جغرافیایی این سالنها نامتوازن باشد، احتمال بروز شکاف در پوشش خدمات در برخی مناطق افزایش خواهد یافت. ازسویدیگر، وجود همین 4 سالن مجهز نشاندهنده پایهای برای توسعه ظرفیتهای چندمنظوره در سایر اماکن ورزشی است. با برنامهریزی هدفمند، میتوان از تجربیات و زیرساختهای این سالنها برای ارتقای دیگر فضاها استفاده کرد تا شبکهای گستردهتر از اماکن آمادهبهکار در شرایط بحرانی ایجاد شود. این اقدام نهتنها تابآوری شهری را افزایش میدهد، بلکه امکان پاسخ سریعتر و مؤثرتر در برابر حوادث طبیعی و انسانی را فراهم میکند. سرمایهگذاری در این حوزه، بهویژه در زمینه تجهیز به سامانههای برق اضطراری، بهبود امکانات بهداشتی و ایجاد مسیرهای دسترسی ایمن، میتواند سهم قابلتوجهی در کاهش خسارات و تسریع روند بازگشت به شرایط عادی داشته باشد
این قسمت از مطالعه با مطالعه احمدی چکولایی و همکاران همراستا بود که در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که از مجموع 15 سالن ورزشی مورد بررسی در شهر تهران، تنها 6 سالن کارآمد بودند (احمدی چکولایی و همکاران، 1402). همچنین همسو با نتایج مطالعه حاضر، اسماعیلیان مینویسد بیش از نیمی از سالن های ورزشی در شهر سمنان فاقد کاربری چندمنظوره در مواقع بحران است (اسماعیلیان و همکاران، 1400).
باتوجهبه ارزیابیهای بهعملآمده، ایستگاههای آتشنشانی و سازههای بیمارستان در قسمتهایی از سطح نواحی بهعلت تغییرات زیرساختهای شهری و ترافیک با پوشش ناکافی همراه است که لزوم راهاندازی یک ایستگاه پشتیبان آتشنشانی در مسیر بلوار فرودگاه و نواحی پشت شهرک فرهنگیان پیشنهاد میگردد. همچنین دررابطهبا بیمارستان نیز در صورت توسعه بخشهای اورژانس بیمارستان ارتش و آتیه میتوان با عملکرد مطلوبی در مواقع بحران واکنش نشان داد و در مجموع باتوجهبه موقعیت قرارگیری نسبت به سازههای چندمنظوره شرایط مناسبی را دارا میباشند. در این راستا باصولی نیز که مطالعهای با هدف رابطه مدیریت بحران و تابآوری جامعه مقصد گردشگری در شهر همدان انجام داد، مینویسد ایستگاههای آتشنشانی در قسمتهایی از سطح نواحی شهر همدان بهعلت تغییرات زیرساختهای شهری با پوشش ناکافی همراه است (باصولی و همکاران، 1400).
یکی از محدودیتهای اصلی این پژوهش، تمرکز آن بر تعداد محدودی از سازههای ورزشی دارای مالکیت دولتی بود که ممکن است نتواند نمای کاملی از ظرفیت واقعی فضاهای چندمنظوره در سطح شهر همدان ارائه دهد. همچنین، بهدلیل محدودیت زمانی و دسترسی، امکان بررسی دقیق برخی از ابعاد عملکردی این فضاها در زمان بحران (نظیر شبیهسازی شرایط بحرانی، مشارکت شهروندان، یا بررسی کیفیت خدمات بهداشتی و امنیتی) فراهم نشد.
ازدیگر چالشها میتوان به عدم دسترسی کامل به اطلاعات بهروز مربوط به زیرساختها و کمبود دادههای دقیق در برخی مناطق شهری اشاره کرد که ممکن است بر جامعیت نتایج تأثیر گذاشته باشد. نوآوری این پژوهش در آن است که بهجای تکیه صرف بر مطالعات نظری و مدلهای انتزاعی، با بهرهگیری از دادههای مکانی، تحلیل GIS و مصاحبههای میدانی، تصویری واقعیتر و کاربردیتر از وضعیت فضاهای چندمنظوره در مدیریت بحران شهر همدان ارائه کرده است؛ بااینحال، مرور مطالعات گذشته نشان میدهد بسیاری از آنها با محدودیتهایی همراه بودهاند؛ ازجمله اتکای بیش از حد به تحلیلهای نظری و کمبود بررسیهای میدانی، تمرکز بر تعداد محدودی از سازهها و ارائه تصویری ناقص از ظرفیت واقعی شهر، بیتوجهی به شبیهسازی شرایط اضطراری و مشارکت شهروندان و نیز ضعف در دادههای بهروز زیرساختی و نادیده گرفتن مسائلی چون توزیع عادلانه فضاها و مسیرهای دسترسی. تحقیق حاضر با رفع بخشی از این کاستیها و ترکیب روشهای تحلیلی و میدانی، توانست ارزیابی جامعتری ارائه دهد. هرچند همچنان محدودیتهایی مانند تمرکز بر سالنهای ورزشی دولتی وجود دارد، اما نتایج نشان میدهد ارتقای تجهیزات و زیرساختها و توسعه ظرفیت فضاهای موجود میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری شهری ایفا کند. بنابراین، این پژوهش ضمن شناسایی ضعفهای مطالعات گذشته، زمینهای برای برنامهریزی دقیقتر و تصمیمگیری مؤثرتر در حوزه مدیریت بحران شهری فراهم میسازد.
نتیجهگیری
باتوجهبه نتایج حاصل از ارزیابی فضاهای چندمنظوره در همدان، پیشنهاد میشود مدیریت شهری با همکاری سازمانهای مربوط، نسبت به افزایش تعداد سازههای چندمنظوره سطح یک در مناطق فاقد پوشش کافی (بهویژه منطقه 4) اقدام کند. همچنین، ایجاد یا تقویت ایستگاههای پشتیبان آتشنشانی در نواحی پرخطر مانند مسیر بلوار فرودگاه و شهرک فرهنگیان میتواند نقش مؤثری در افزایش تابآوری شهری ایفا کند. توسعه بخش اورژانس بیمارستانهای ارتش و آتیه نیز از دیگر اقدامات مهم در راستای بهبود آمادگی شهر در شرایط بحران است. بهعلاوه، پیشنهاد میشود با برگزاری آموزشهای عمومی و مانورهای شهری، آگاهی شهروندان نسبت به کارکرد فضاهای چندمنظوره در زمان بحران افزایش یابد. روش پیشنهادی در این تحقیق، به سازمان پیشگیری و مدیریت بحران این امکان را میدهد تا علیرغم تعدد پارامترها و ارزشهای متفاوت در شناسایی و انتخاب مکان مطلوب و ایمن برای احداث پایگاههای پشتیبانی مدیریت بحران با دقت و سهولت بیشتری اقدم نمایند؛ در این راستا طرحریزی کالبدی بهعنوان یک روش مهم در جهت کاهش اثرات ویرانگر سوانح طبیعی و همچنین ایجاد آمادگی برای کمکرسانی بعد از وقوع سانحه میتواند در نظر گرفته شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
تمام اصول اخلاقی در این مطالعه رعایت شد. ازآنجاییکه این تحقیق شامل هیچ آزمایشی بر روی نمونههای انسانی یا حیوانی نبود، نیازی به کد تأیید اخلاق نبود.
حامی مالی
مقاله حاضر حاصل از پایاننامه آرش بابائی مقطع کارشناس ارشد رشته جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه پیام نور میباشد و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مدیریت پروژه، تحلیل، تحقیق و بررسی، نگارش پیشنویس، ویراستاری، بصریسازی و منابع: آرش بابائی؛ مفهومسازی، روششناسی، اعتبارسنجی و نظارت: رودابه فرهادی؛ روششناسی و تحلیل: نفیسه مرصوصی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
References
Abounacer, R., Rekik, M., & Renaud, J. (2014). An exact solution approach for multi-objective location-transportation problem for disaster response. Computers & Operations Research, 41, 83-93. [DOI:10.1016/j.cor.2013.08.001]
Choukolaei, H.A., Mirani, S.E., Hejazi, M. et al. RETRACTED ARTICLE: A GIS-based crisis management using fuzzy cognitive mapping: PROMETHEE approach (a potential earthquake in Tehran). Soft Comput 30 (Suppl 1), 441 (2026).[Link]
Altay, N., & Green III, W. G. (2024). OR/MS research in disaster operations management. European Journal of Operational Research, 175(1), 475-493. [DOI:10.1016/j.ejor.2005.05.016]
Azadian, S., Shirali, G. A., & Saki, A. (2016). [Validity and reliability of the crisis management assessment questionnaire based on the seven principles of resilience engineering in hospitals (Persian)]. Iran Occupational Health, 13(1), 15–26. [Link]
Basouli, M., & Jabbari, G. (2021). [The Relationship between Crisis Management and Community Resilience in Tourism Destination at Corona Crisis Case Study: Hamadan City (Persian)]. Urban Tourism, 8(1), 33-48. [DOI:10.22059/jut.2021.318782.884]
Borhani, K., Azimzadeh Irani, A., & Elhami, A. H. (2021). [Spatial analysis of multipurpose urban land uses using an integrated MCDM and GIS approach: A case study of emergency shelters in Saravan City (Persian)]. Geographical Information (Sepehr), 29(116), 103–118. [Link]
Christensen, T., Lægreid, P., & Rykkja, L. H. (2019). Organizing for societal security and crisis management: Governance capacity and legitimacy. In P. Lægreid & L. H. Rykkja (Eds.), Societal security and crisis management: Governance Capacity and Legitimacy (pp. 1-23). Cham: Springer International Publishing. [DOI:10.1007/978-3-319-92303-1_1]
Coombs, W. T & Laufer, D. (2019). Global crisis management-current research and future directions. Journal of International Management, 24(3), 199-203. [DOI:10.1016/j.intman.2017.12.003]
Crandall, W. R., Parnell, J. A., & Spillan, J. E. (2021). Crisis management in the new strategy landscape. California: Sage Publications. [Link]
Esmaeilian Nasari, M., Kamyabi, S., & Zand Moghaddam, M. R. (2021). [Management of abandoned urban lands and their organization based on the sustainable urban development model: A case study of Semnan City (Persian)]. New Attitudes in Human Geography, 4(6), 178–189. [Link]
Estelaji, F., Naseri, A., & Zahedi, R. (2023). Evaluation of the performance of vital services in urban crisis management. Advanced Environmental Research and Engineering, 3(4), 1–19. [Link]
Faisal, A., Albrecht, J. N., & Coetzee, W. J. (2020). Renegotiating organisational crisis management in urban tourism: Strategic imperatives of niche construction. International Journal of Tourism Cities, 6(4), 885-905. [DOI:10.1108/IJTC-11-2019-0196]
Fischer, D., Posegga, O., & Fischbach, K. (2016). Communication barriers in crisis management: A literature review. ECIS Proceedings. [Link]
Haaland, H., & Wallevik, H. (2020). Beyond crisis management? The role of Citizen Initiatives for Global Solidarity in humanitarian aid: the case of Lesvos. Third World Quarterly, 40(10), 1869-1883. [DOI:10.1080/01436597.2019.1656060]
He, S., Zhang, M., & Wei, Z. (2020). The state project of crisis management: China’s Shantytown Redevelopment Schemes under state-led financialization. Environment and Planning A: Economy and Space, 52(3), 632-653. [DOI:10.1177/0308518X19882427]
Hu, R. (2021). Smart design: Disruption, crisis, and the reshaping of urban spaces. London: Routledge. [DOI:10.4324/9780367822453]
Lægreid, P., & Rykkja, L. H. (2019). Societal security and crisis management: Governance capacity and legitimacy. New York: Springer. [DOI:10.1007/978-3-319-92303-1]
Maharjan, R., & Hanaoka, S. (2018). A multi-actor multi-objective optimization approach for locating temporary logistics hubs during disaster response. Journal of Humanitarian Logistics and Supply Chain Management, 8(1), 2-21. [DOI:10.1108/JHLSCM-08-2017-0040]
Nizamidou, C., & Vouzas, F. (2018). MHR: Providing a new perspective in HR in terms of crisis management. International Journal of Business Science & Applied Management (IJBSAM), 13(1), 15-25. [DOI:10.69864/ijbsam.13-1.129]
Wolbers, J., Boersma, K., & Groenewegen, P. (2018). Introducing a fragmentation perspective on coordination in crisis management. Organization Studies, 39(11), 1521-1546. [DOI:10.1177/0170840617717095]